ابن النديم البغدادي ( مترجم : م . رضا تجدد )

87

الفهرست ( فارسى )

اخبار خلف الاحمر خلف بن حيان ، كنيه‌اش ابو محرز ، بردهء ابو موسى اشعرى ، و بقولى بردهء بنى اميه . نژادش را خراسانى ، و از اسيران قتيبة بن مسلم نيز گفته‌اند . در شناسائى يك بيت شعر ، از هركس زيرك‌تر ، و بافراست‌تر بود . اشعارى از زبان شعراى عرب مىساخت و به آنان نسبت مىداد . به خط اسحاق بن ابراهيم خواندم كه گويد : از كيسان نحوى شنيدم كه از خلف الاحمر سؤالى كرده و گفت اى ابو محرز « 1 » ، علقمة بن عبده جاهلى است ، يا از بنى ضبه . و از كتابهاى اوست : كتاب ( حياة ) العرب و ما قيل فيها من الشعر . محمد بن اسحاق گويد : از راويان و اعراب هنوز اشخاصى هستند كه ما نامشان را در جاى خود ضمن اخبار نحويان و لغويان كوفه ، ذكر خواهيم نمود . اخبار يزيديان از روى ترتيب قاضى ابو سعيد رحمه اللّه ، چيزى به خط ابو بكر بن سراج نشانم داد كه در آن از قول ابو عبد اللّه محمد بن عباس يزيدى نوشته بود : ابو محمد يحيى بن مبارك عدوى ، معروف بيزيدى - كه در اثر مصاحبت با يزيد بن منصور دائى مهدى ، بيزيدى معروف شده ، و ابو عمرو بن علا سبب پيوستگى او بيزيد گرديده ، و يزيد او را بمصاحبت با مهدى گذاشته بود - پسرانى داشت بنام : محمد بن ابو محمد ، كه از همه بزرگتر « 2 » وجد ابو عبد اللّه بود ، و اشعارش از سائر اين خانواده بيشتر است . و ابراهيم ، اسماعيل ، عبد اللّه ، يعقوب و اسحاق ، كه نامشان را به ترتيب تقدمى كه در سن داشتند ، ذكر نموديم . يعقوب و اسحاق از زاهدان و عالمان بحديث بودند . چهار برادر ديگر در عربيت و لغت ، مهارت و برجستگى داشتند . محمد و ابراهيم نديم « 3 » مامون شدند ، و محمد بر ابراهيم تقدم داشته ، و با معتصم هنگام عزيمتش بمصر براى جنگ با مبيضه « 4 » همراه بود ، و در همان‌جا وفات يافت . و سائر برادران همه در بغداد از دنيا رفته‌اند .

--> ( 1 ) ف ( قال سمعت كيسان النحوى سأل خلف الاحمر فقال يا با محمد ) جب ( قال سمعت كيسان النحوى فقال يا با محرز ) . ( 2 ) ف ( از همه مشهورتر ) . ( 3 ) ف ( خادم ) . ( 4 ) مبيضه يا سپيدجامگان نامى است كه بگروهى از غلاة شيعه داده شده ( ر . ك . تاريخ ايران تأليف دكتر صفا 60 - 61 و ملل و نحل شهرستانى ج 1 ص 288 - 289 تحت عنوان الغالية ) .